العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
701
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
آمدن خويش آگاه سازد و در ميان شهر ساكن شود تا بعضى مردم از او دور تر و بعضى نزديكتر نباشند و در مجلس قضا پشت به قبله نشيند تا اصحاب دعوى روى به قبله باشند و چون به شهرى رسيد از حجتها يعنى مدارك و اسناد مردم كه در نزد قاضى پيش از وى بوده سؤال كند و بدانها رسيدگى كند و امانات را نيز مضبوط سازد و كار خويش از زندانيان آغاز كند و علت حبس آنها را بداند و بىگناه را آزاد سازد و مستحب است در اثبات دعاوى از گواهان جدا جدا بپرسد و استنطاق كند خصوصا اگر متهم باشند چون محال است گواهان مختلف دروغ گو باشند و ميان سخنانشان هيچ اختلاف نيفتد . مكروه است قاضى وقتى به مرافعه و حكم پردازد كه دلش به جاى ديگر مشغول باشد يا در حال خشم و گرسنگى و عطش و اندوه و شادى مفرط و غير آن كه نگاهدارى خويشتن نتواند و نيز كراهت دارد هنگام قضا براى خويش دربان گمارد و بعضى مردم را راه ندهد و نيز نبايد گروهى خاص را براى شهادت برگمارد و سند رسمى و غير رسمى قرار دهد چون اگر مقصودش آن باشد كه گواهان غير رسمى را اصلا نپذيرد در شرع چنين حقى به قاضى داده نشده بلكه